تبلیغات
ما و شما در یک خانه

خنده درمان مشکلات

من کیم ؟

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 24 شهریور 1390-08:29 ب.ظ

اسم؟

علی باقری

سن ؟
حدس بزنین

ایمیل؟
alibagerimarand@yahoo.com

شماره تماس:

09148965767

عضو؟
انجمن ترفندستان

دیوانه ی ؟

امار زیاد وبلاگ

در جستو جوی ؟

طنز


و اما راهنمایی برای شما؟

بهتر است برای پاسخ دادن به سئوالات به قسمت نظرات برین

برای صحب با من به بخش تماس با مدیر برین

واگه خواستین برای تشکر وبلاگ منو به دیگران معرفی کنین



در ضمن من تو صفحات جداگانه هر مطلبی که میذارم رو از افرادی که بهم میفرستن استفاده میکنم البته هر  از چند گاهی خودم هم اضافه خواهم کرد.



و در اخر اماده تبادل لینک با شما دوستان عزیزم





معرفی 2 مجله جالب

نویسنده :علی باقری
تاریخ:جمعه 13 آبان 1390-05:28 ب.ظ

این دو مجله که جاوا هستم من هر ماه دانلود میکنم و میخونم جالبن شما هم دانلود منین بخونین




مجله ترلان و مجله ایبوک مجیک
www.tarlanmag.blogfa.com
www.ebookmagic.vcp.ir








مراقب باشید

نویسنده :علی باقری
تاریخ:جمعه 13 آبان 1390-05:24 ب.ظ

هر گونه ایمیلی تحت عنوان برنده شدن  را نپذیرید

من تو ترفندستان دیدم یه تاپیک در این مورد هست گفتم به شما هم بگم


     


2 تا مثال هم تو ادامه مطلب گذاشتم که بهم ارسال شده بود تو 1.5 روز

ادامه مطلب


کلییپ رسید

نویسنده :علی باقری
تاریخ:جمعه 29 مهر 1390-05:25 ب.ظ

                             بلاخره کلیپی از قزافی مرده در میان انقلابیون پیدا کردم


                درقسمت نظرات بگین که ایا انرا میخواهید؟
اگر میخواهید ادرس ایمیل خودرا بگید



تایید

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 28 مهر 1390-08:17 ب.ظ

تایید شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!111




امروز اخبار مرگ قزافی را تایید کرد دنبال کلیپش هستم اگه پیدا کنم بهتون نشون میدم



خبر

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 28 مهر 1390-06:08 ب.ظ

سلام

به تاریخ امروز   28/7/90 در سایت یاهو باخبری مواجه شدم که خلاصه ان مرگ قزافی بود.

من خودمک دنبال این موضوع را میگرم و در اخبار جست و جو میکن تا به نتیجهذ ای برسم.

هرکسی اطلاعیداشت بگه




download bf 3

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 28 مهر 1390-05:00 ب.ظ

سلام امروز تو انجمن ترفندستا دیدم یه تاپیک است بانام دانلود بتیل فیلد 3

زیاد حرف نمیزنم بهتره بهم اس ام اس یا پیام بدین (پیام ها نه نظر )تا لینک رو بدم



اعتراف ها

نویسنده :علی باقری
تاریخ:دوشنبه 25 مهر 1390-09:09 ب.ظ

تین اعتراف هارو یکی از دوستام تو یه صفحه گذاشته بود.


اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم! رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریه‌ام گرفت! با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!!!!


اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می‌شستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!

اعتراف یكی از دوستان: مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد. صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد!!

یه شب مادرم مریض بود داشتم ازش پرستاری میکردم بعد گفت برو برام آب بیار رفتم آب آوردم دیدم خوابش برده اومدم تریپ بایزید بسطامی بردارم صبر کنم بیدار شه یه دفعه یه لحظه خوابم برد آبو ریختم رو مامانم !!!!!!!!

وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من 5 روز تو شوک بودم!!

اعترافِ عموم: روز تولد 19سالگیم خودم یادم نبود، اومدم خونه دیدم در قفله چراغ ها هم خاموشه، یه باد گنده ای ول دادم وسط خونه كه انقد صداش بلند بود خودم جا خوردم، بعد چراغ ها رو كه روشن كردم دیدم دوستام وسط سالن با كلاه بوقی و برف شادی افتادن كف سالن هی میخندن بعد یكسری هم سرخ شدن میگن تولد تولدِت مبارك... كیكم از دست یكی از دوستام افتاد وسط سالن، خلاصه شب به یاد ماندنی شد...

ادامه مطلب

نوع مطلب : طنز و جالب و عمومی 

2 خلبان نا بینا

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 21 مهر 1390-08:51 ق.ظ

دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند،در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد.
زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.

در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت.

هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید :

باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه

منبع : بزرگترین وبلاگ مرجع داستان



نوع مطلب : طنز و جالب و عمومی 

پنجره جدید

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 21 مهر 1390-08:48 ق.ظ

این پنجره ی چدیده ها  از حالا با هاش کار کنین تا رو برنامه های جدید در 30000000 سال اینده استفاده کنین

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.





نوع مطلب : طنز و جالب و عمومی 

مجوز نمونه سئوال های سری 1.2.3.4

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 21 مهر 1390-08:37 ق.ظ

اون 4 سری سوال رو که قرار داده بودم  اینم بالاش بود گفتم اینم بذارم

از سایت شاهد امام گرفته بودم اول نمیخواستم اینجا بذارم ولی بعد که دیدم گفته :

بازدید كننده گرامی: در صورتیكه كه فكر می‌كنید این وب سایت می‌تواند برای دیگران نیز مفید باشد لینك آنرا در وب سایت و یا وبلاگ خود قرار دهید. آدرس سایت ما www.shahed-emam.ir می‌باشد.


اینا رو اینجا گذاشتم.


با تشکر از مدیریت و اعضا سایت شاهد امام






  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  


Admin Logo
themebox Logo



جاوا اسكریپت



تعبیر خواب

ابزار وب
ابزار وب
abzareweb ابزار وب